ایران باستان

ابر قدرت تمدن و فرهنگ و علم و الهیات و ...

مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

اینجا روزگاری آتشکده زرتشتیان بوده است، اینجا روزگاری نماد آیین یکتاپرستی ایرانیان بوده، اینجا روزگاری مردان و زنان گردهم می آمدند تا نیایش روزانه را به جای آورند تا روزگار خود را آغاز کنند روزگاری که اکنون دستش دگرگون ساخته همه آن روزگارها را.

اینجا گنبد جبلیه در شهر کرمان است گنبدی در دامنه کوههای مسجد صاحب الزمان ساختمانی هشت ضلعی از سنگ که قدمتش به دوران پیش از اسلام باز می گردد و اکنون به آن گنبد گبریه هم می گویند گرچه در دوران سلجوقی ساختمان این بنا تکمیل شده است اما هنوز بوی ایران باستان را از آجرها و ساختمانهای گچبری اش می توان حس کرد.

و اکنون نیایشگاه پیشین ایرانیان موزه سنگهای قدیمی شده است که سنگ اتشکده زرتشتیان قناتغستان (یکی دیگر از فراموش شده های ایران گذشته در کرمان )هم یکی از انهاست.

وارد گنبد که می شوم  متصدیان خسته ای را می بینم که گویی خستگی ساختمان روی انها هم اثر گذاشته است. انگار که همه چیز این جا فر اموش شده است حتی ان دو نفر متصدی و نوشته سنگ اتشکده قناتغستان.

گویا کرمان فراموش شده هایی از دیگر ادیان هم دارد. شاید باورتان نشود که شهری که اکنون یک مسیحی ندارد کلیسایی داشته که اکنون تبدیل به آژانس مسافربری شده نمی دانم آیا هم چین چیزی امکان دارد یا نه !! اما کلیسای مسیحیان هنوزبا سنگ نبشته های عیسی مسیح خودنمایی می کند.

هنوز خود را به نشانه های آیینی نکو اما غریب در این شهر مزین نموده کلیسایی که شناسایی اش برای غیر کرمانی هایی مثل من مشکل است .

خدارا شکر که هنوز آرامگاه زرتشتیان کرمان کسانی را دارد که برای بازدید ازدرگذشتگانشان و طلب آمرزش آن رفتگان نیایشی در آنجا  می خوانند.

اما آرامگاهی را که من در پشت یکی از پارکهای شهر کرمان دیدم طوری بود که بعید می دانم کسی بداند که همچنین جایی هست که به آن سرزند نمی دانم این خفتگان مسیحی در خاک، خوب بودند یا بد و برای چه این طور اینجا خوابیده اند اما غریبتر از آنها قبر های کلیمیان در کنار این قبرهاست!

وجایگاه شمعهایی برای آمرزش آنان که معلوم است که خیلی وقت است دیگر کسی به آنها سر نمی زند.

برای دیدن عکسهای این گزارش به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.berasad. com/fa/content/ view/2275/ 48/

+نوشته شده در شنبه 24 مرداد ماه سال 1388ساعت2:54 PMتوسط ALI TAHERI | نظرات (0)

نظرات (0)

ای خشم به جان تاخته توفان شرر شو.

ای بغض گل انداخته فریاد خطر شو.

ای روی برافروخته ٬ خود پرچم ره باش !

ای مشت برافراخته ٬ افراخته تر شو.

ای حافظ جان وطن از خانه برون آی

از خانه برون چیست که از خویش به در شو .

گر شعله فرو ریزد بشتاب و میندیش

ور تیغ فرو بارد ای سینه سپر شو !

خاک پدران است که دست دگران است!

هان ای پسرم ٬ خانه نگه دار پدر شو.

دیوار مصیبت کده حوصله بشکن٬

شرم آیدم از این همه صبرت ٬ ظفر شو !

تا خود جگر روبهکان را بدرانی

چون شیر درین بیشه سراپای جگر شو.

مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست

خود بر سر این ٬ تن به قضا داده قدر شو !

فریاد به فریاد بیفزای ٬ که وقت است ٬

در یک نفس تازه اثرهاست ٬ اثر شو !

ایرانی آزاده ٬ جهان چشم به راه است

ایران کهن در خطر افتاده ٬ خبر شو !

مشتی خس و خارند ٬ به یک شعله بسوزان

بر ظلمت این شام سیه فام سحر شو!

فریدون مشیری

+نوشته شده در پنجشنبه 18 تیر ماه سال 1388ساعت8:13 PMتوسط ALI TAHERI | نظرات (0)

نظرات (0)


فلسفه تاریخ ایران و شاهنامه فردوسی

مرتضی ثاقب‌فر
ماهنامه نگاه نو، آبان 1370


در این مقاله کوتاه جای آن نیست که به بحث درباره ماهیت فلسفهء تاریخ و چیستی حماسهء ملّی بپردازیم، تنها اشاره می‌شود که این نویسنده به تعریف هگل از فلسفهء تاریخ -که آن را والاترین پایه خودآگاهی قومی می‌شمارد- باور دارد و فلسفهء تاریخ را همان بررسی اندیشه‌گرانه تاریخ می‌داند درواقع فلسفهء تاریخ پژوهشی است که می‌خواهد در پس رویدادهای پراکنده و گونه‌گون تاریخ، نظمی منطقی و هماهنگ و یگانه بیابد؛ یعنی همان کاری که یک دستگاه نظری در سایر رشته‌های علوم انجام می‌دهد. 

ادامه مطلب...

+نوشته شده در پنجشنبه 18 تیر ماه سال 1388ساعت8:07 PMتوسط ALI TAHERI | نظرات (0)

نظرات (0)